آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

520

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

از حلقه منقش به صورت گراز ( وراز ) بود ، مهر مىكردند . اگر مربوط بتعهداتى بدولت ديگر بود - اعم از مستقل يا غير مستقل - ، كيسهء كوچكى پر از نمك به آن سند مىبستند و بنگين سلطنتى مهر مىكردند ، و اين علامت غير قابل نقض بودن پيمان محسوب ميشد « 1 » . در اطراف شاه درباريانى بودند داراى القاب و مناصب عاليه از قبيل : دربذ « 2 » يا رئيس دربار « 3 » ، تگربذ « 4 » ، كه منصب او شبيه « 5 » دربار بود « 6 » ، شخص ديگرى از انديمان‌كاران سردار يا ( سالار ) يعنى حاجب بزرگ و رئيس تشريفات لقب داشت « 7 » ، و پرده‌دار را خرم‌باش ميگفتند . بعد نوبت مىرسيد به ناظران قصر سلطنتى ، و پيشخدمتان ، و ساقيان ( مىبذ ؟ ) « 8 » ، و « چشندگان » ( پذشخور ؟ « 9 » ، و رئيس كل مطبخ ( خوانسالار ) « 10 » ، و عمله خلوت ( سنكاپان « 11 » و سنكپت « 12 » اشكال

--> ( 1 ) - فوستوس بيزانسى ، لانگلوا ، ج 1 ، ص 269 ؛ پاتكانيان ، مجله آسيايى 1866 ، 1 ، ص 113 . مسعودى ( مروج ، ج 2 ، ص 204 و 228 ) راجع بمهرهاى چهارگانه خسرو اول و مهرهاى نه‌گانه خسرو دوم تفصيلى ذكر مىكند . ( 2 ) - Derbadh ( 3 ) - كعبه زردشت ، سطر 33 . ( 4 ) - Ttagharbadh ( 5 ) - grand - maitre ( 6 ) - هرتسفلد ، پايكولى ، لغت شماره 999 . ( 7 ) - بارتلمه ، در باب فرهنگ ايران باستان Znm altiran . Worterbuch ، ص 149 ، و حقوق ساسانى ، ج 4 ، ص 16 ؛ هرتسفلد ، پايكولى ، لغت شماره 100 . ( 8 ) - maybadh اين عنوان مشكوك است ، ر ك هوبشمان ، صرف و نحو ارمنى ، ج 1 ، ص 69 ، و يادداشت 2 . ( 9 ) - padhishkhvar هوفمان ، ص 95 . ( 10 ) - Khvansalar اردشير سوم را ، كه در هفت سالگى بتخت نشست ، ماه آذرگشنسپ خوانسالار تربيت كرد ، طبرى ، ص 1061 ، نلدكه ، ص 386 . ( 11 ) - senekapan ( 12 ) - Isenekapet